X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385
توسط: موسا

خدای من سلام.

می‌دانم زودتر از این منتظر سلام من بودی! ... اما چه کنم؟! ... تو بهتر می‌دانی که من در رفاقت همیشه بی معرفتم و همیشه شرمسار نگاه مهربان تو ... و سالهاست همیشه و همه جا اول تو به سراغ من می‌آیی ... منی که همیشه از نگاه مهربان تو شرمسار و گریزانم ... راستی یادم رفت برای چه سلام کرده بودم! ... برای بارانت آمده بودم . آمدم بگویم ممنون برای قطرات نابی که به گونه‌های من و خیلی ها اهدا می‌کنی. آمدم بگویم این روزها از خیلی‌ها شنیدم شکرت را چندین و چندباره بجای می‌آوردند. و می‌دانم که تو از این بابت خشنودی. نه برای خودت، برای خودشان که فرشته‌ی راست ثوابی بیشتر از پیش برایشان ثبت می‌کند!...

 پروردگارا!

این روزها زلال آب حیاتت نشاطی صد چندان به جنوب نشینان خاکت پاشیده است. خودم دیدم که زمین گرم جنوب هم صورتش لبریز خنده بود و دیگر کسی از حرارت داغ گریه‌هایش عرق نمی‌کرد. این روزها آفتاب هم به امر تو مهربانتر شده و ملایم‌تر نگاهمان می‌کند. برای همه‌ات شکرگزاریم...

                         

خدایا!

همیشه دوستت داشته‌ام... حتی بیشتر از مادرم! ... بگذار رُک بگویم ... باران بهانه بود ... دلم برایت خیلی تنگ شده ... نمی‌دانستم بعد از اینهمه دوری حال چگونه با سری فکنده از یک کهکشان معصیت و یک قطار بی‌نهایت گناه این‌بار چگونه سلام کنم …

در این مدت کوتاهی که از تو ننوشته‌ام خجالت می‌کشیدم با نامت این صفحه را آذین ببندم. اما خواب دیشبم دلیلی شد تا باز هم از تو بگویم ... تویی که می‌دانم تمام استعداد از تو نوشتنم را از نیم‌نگاه زندگی بخشت دارم.

روزها از پی هم می‌گذرد و آفتاب بارها و بارها از پشت کوهها سرک می‌کشد... و زندگی می‌بخشد ... تا من باشم و نفس بکشم...باشم و نگاه کنم ... ببینم ... و به چیزی پی ببرم و شکری را آنگونه که باید بجای آورم. ولی من نمی‌دانم قدمهای سستم را در کدامین مسیر بردارم... یا اگر می‌دانم آنقدر غرق خود و خویشم که فراموش می‌کنم از کجا آمده ام و کجا باید بروم ....

 هر روز که می‌گذرد به خود می‌گویم از فردا خوبترین انسان روی زمین من خواهم بود. اما افسوس که برعکس آن شعار تبلیغاتی ...  من، هر روز بدتر از دیروزم!

 

خدایا! باز هم سراپا التماسم امشب! باز هم همان ایمان را خواستارم و همان همّت را تمنا می کنم. و فقط یک چیز می گویم و بس ... تو را به عزیزترین بنده هایت قسم، نسوزانم ...

 

***

من می گویم:

همیشه آخر هر کوچه بن بست دری هست که هر کس را توان دیدنش نیست... دری رو به آسمان ... و در پشت آن امید به جلال پروردگار یکتا. برای همین است که هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دهم در زندگی به بن بستی سلام کنم. همیشه برای رسیدن راهی هست. فقط باید کمی بیشتر خود را تقویت کنیم. تقویت که می‌گویم نه تقویت این جسم فانیست،نه! ... روح را می‌گویم... این معادله حل ناشدنی وجود مرموز آدمی ... جسم را که همگی‌خوب می‌دانیم خوراک مورچه‌هایی خواهد شد که اجدادشان معمولا از لطافت کفشهای پاشنه بلند ما در امان نمی‌مانند! روح را باید بسازیم... این را موسا نمی‌گوید ... حقیقت فریادش می‌زند...

 

اگر غذایی بهتر از تقوا برای روح، این معادله سخت آفرینش سراغ دارید مرا خبر کنید ... آدرسم اینجا هست!

 

 

                                  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

پ.ن: از امروز ناصر عبدالهی را نداریم ... همین و بی نهایت نقطه افسوس ..............

نظرات (27)
یدالله شهرجو
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 08:09 ب.ظ
سلام
چقدر اینجا بوی معنویت...پیروز باشی
امتیاز: 0 0
مرجان
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 08:10 ب.ظ
باز هم تلنگری دیگر.

دعا کنیم که خدا هیچکداممان را نسوزاند. دعا کنیم آئینه دلهایمان صاف و صدایمان در گوش خدا زمزمه دائمی باشد.

کم پیدائی برادر جان.
امتیاز: 0 0
بندرجاسک
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 08:10 ب.ظ
سلام. مطلبت را نخوندم ولی میدونم خیلی عالی نوشتی...
خبر درگذشت ناصر نزاشت که مطلبت را به خوبی بخونم.
به روزم. ناصر درگذشت
امتیاز: 0 0
مرجان
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 08:11 ب.ظ
سلام منو هم به خدا برسون
امتیاز: 0 0
یاسمن
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 08:12 ب.ظ
زیباست خیلی زیبا
آفرین به این ذهن
لذت بردم
امتیاز: 0 0
ابراهیم
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 08:12 ب.ظ
خداست. خوب است دیگر ! تو دوستش داری ... من هم دوستش دارم !
امتیاز: 0 0
مرجان
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 11:01 ب.ظ
افسوس. فقط همین!
امتیاز: 0 0
مدیریت پایگاه اطلاع رسانی دریانیوز
شنبه 2 دی‌ماه سال 1385 ساعت 11:01 ق.ظ
با سلام و خسته نباشید
آدرس وبلاگ شما نیز در سایت دریانیوز لینک شده است
لطفا آدرس سایت اطلاع رسانی دریا نیوز را در وب سایت خود لینک کنید
www.daryanews.ir
با تشکر: مدیریت پایگاه اطلاع رسانی دریانیوز
امتیاز: 0 0
چوک محله
شنبه 2 دی‌ماه سال 1385 ساعت 09:08 ب.ظ
سلام موسا جان .

ناصر دین خو به بندر و بندری ادا ایکرد.
امتیاز: 0 0
نیما
سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1385 ساعت 11:36 ق.ظ
سلام حالتون خوبه؟
وبلاگتون خیلى جالبه.خوشحال میشم به من هم سر بزنید
راستى میشه لینکتون رو بزارم؟
امتیاز: 0 0
کشمیری ساجده
سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1385 ساعت 03:45 ب.ظ
دیگه دیگه
امتیاز: 0 0
هومن
پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1385 ساعت 12:00 ب.ظ
سلام.
و اما ناصر چیزی را به اغوش کشیده که سالها صدایش فریاد میزد.
همینو بس.
امتیاز: 0 0
مهدی اخلاص مند
پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1385 ساعت 01:30 ب.ظ
و چه غم انگیز افسانه ناصریا به پایان رسید .
امتیاز: 0 0
مست مستور
پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1385 ساعت 02:13 ب.ظ
هنگام بارش باران دعا مستجاب است.التماس دعا.
بابت ناصر هم تسلیت...
امتیاز: 0 0
حرفهای ناتمام
پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1385 ساعت 06:26 ب.ظ
سلام
به جای جشن ولادت فرزند جشن شهادت فرزند.....
چشم انتظارم
موفق و بهروز باشید.
امتیاز: 0 0
راضیه
جمعه 8 دی‌ماه سال 1385 ساعت 12:38 ق.ظ
زیبا بود شکر گذاریت به درگاه خدا.
ترانه هایش را همیشه زمزمه می کردیم. چه کسی فکر می کرد به این زودی با او وداع می کنیم؟؟؟
امتیاز: 0 0
Reyna
جمعه 8 دی‌ماه سال 1385 ساعت 10:51 ق.ظ
وقتی رفتم ناصر بود،حالا که برگشتم او نیست...سرگذشت غریبی ست رفتن او که باید می ماند و ماندن من که شاید خدا نمیخواست بروم...
دلتنگی چقدر وسیع است موسی!دعایی بدرقه راه ناصر است،دعاکن!
امتیاز: 0 0
آزاده
جمعه 8 دی‌ماه سال 1385 ساعت 12:43 ب.ظ
این بار دیگه مستجاب میشه.
امتیاز: 0 0
roya
شنبه 9 دی‌ماه سال 1385 ساعت 01:08 ب.ظ
http://www.atrebaharnaranj.persianblog.com/ با یک کلیپ زیبا از مراسم خداحافظی ناصر عبداللهیup شد . از دستش ندین ... وبلاگ یه کم سنگین شده ولی ارزش دیدن داره ...
امتیاز: 0 0
Alireza (reza
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1385 ساعت 11:32 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم

حتی در کویر و اطراف آن هم باریده است
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1385 ساعت 11:11 ق.ظ
ٍسلام

امیدوارم خوب باشی... وقت کردی یه سربزن!

یاحق!
امتیاز: 0 0
ماه لی لی
سه‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1385 ساعت 02:58 ب.ظ
درود
دلم را به هوای نداشته های بام کودکیم پرواز دادی .چقدر به دنبال بادبادکهای بی بازگشت دویدیم وامروز باز رسیدیم به...
آری دورها آوایی است که مرا می خواند...
امتیاز: 0 0
بندرجاسک
چهارشنبه 13 دی‌ماه سال 1385 ساعت 05:07 ب.ظ
سلام.شرمنده موسی جان. اومدم جاسک یه مقدار سرم شلوغه. حتما باهاتون تماس میگیرم.
در ضمن عید قربان هم تبریک میگم.
امتیاز: 0 0
حرفهای ناتمام
پنج‌شنبه 14 دی‌ماه سال 1385 ساعت 07:57 ب.ظ
سلام
از لجن تا خدا.....
چشم انتظارم.
موفق و بهروز باشید.
امتیاز: 0 0
یاسمن
شنبه 16 دی‌ماه سال 1385 ساعت 02:07 ب.ظ
خیلی وقت هست که به روز نشدی
امتیاز: 0 0
بامشاد
شنبه 16 دی‌ماه سال 1385 ساعت 04:44 ب.ظ
سلام موسی اینم بشنو :
http://mp3-upload.net/play/1254.html
یاد ناصر بخیر...
مطلبت هم عالی بود حال کردم.
امتیاز: 0 0
خبرنگار
یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1385 ساعت 10:08 ب.ظ
سلام دوست خوبم - وبلاگت زیبا است وهمانگونه که از اسمش پیداست . یه کم بیشتر به روز باش . سبز باشی . مرا هم لینک کن . ممنون .
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد