تا بحال به این اندیشیدهاید که :
آخرین ماشینی که سوار خواهیم شد چه خواهد بود ؟!
…
کافیست... من خود می گویم:
یک آمبولانس با شیشههای مهآلود…
من خوراکم دریاست...
من لباسم ... وقت خوابم ... تختخوابم دریاست ...
من نگاهم دریاست ...
من امیدم ... نا امیدم دریاست! ...
دریا در من بزرگ می شود و من در دریا، اما هیچگاه ندانستم کدامیک به دیگری محتاجتریم ؟!
لینک دوستان شب تولد من سیاورشن منج آرام دل ... بندرعباس سیتی انصار الشهداء از اینجا ... از آنجا خدا همین نزدیکیهاست بندر خوبم سر کوچه سمت دریا بندر جاسک شعر نو کاش بشود پشت این ثانیه ها اردو زد بندر لنگه سورو هرمزگان فتو بلاگ مهدیسما کوخرد آقا معلم لاتیدان پروند حرفهای ناتمام " نوشته های دکتر شریعتی" زیر این آبی آرام بلند مریم دریایی بستکی مثلث دخت کنگ فریاد خاموش مریم سلام خدا من خوبم! لومیر لور هرمز نو کندوره فتوبلاگ پرپروک بنگری به همین سادگی ۲۰۶ پرتقالی خوابها دروغ نمیگویند هرمزگراف مرجانی دیگر