X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385
توسط: موسا

پدر روزی خواهد آمد ...

                                           

زیر آسمان خدا...  مادری خسته شدست :

 

بخواب پسرکم... همه وجود من بخواب پدر روزی خواهد آمد... در خواهد زد ... خواهد خندید... و تو ضخامت دستانش را حس خواهی کرد...اکنون گول بخور .... پدر مسافرت است ... رفته است پیش خدا !

 

بر خواهد گشت و گونه های خیس تو را خواهد بوسید. تو را در آغوش خواهد گرفت و تو دیگر به آرزو نخواهی اندیشید... گول بخور پسرکم ... بخواب و بگذار تا در این سرمای محیط دستانم میهمان تشت لباس هم بشود. جگر گوشه ام بخواب... لالایی کن عزیزم... می دانم داری بزرگ می شوی و دیگر از شرمندگی چشمانم دروغم برایت هویداست.... کاش دروغهای مصلحتی هم مدت دار بود!... اینقدر سوال نکن ،خودت می دانی که جوابم همان جواب روزهای اول است

پسرکم!

خودت در رویای هر شبت از پدر بپرس کی بر خواهد گشت ؟! بپرس کدامین ارزش باعث شد آن بالا را به خنده های کودکش ترجیح دهد. کدامین ندا او را به سوی گلوله های سربی دعوت کرد ؟! و کدام هدف، کدام سعادت و کدام آرامش برایش مهمتر از من و تو بود ؟!...  بخواب پسرکم... همه وجود من بخواب که غیر از آرام کردن تو باران هم می بارد سقف خانه نم داده و از آن آب می چکد ! و من در ازدحام جمعیت باید سبزی هم بخرم ! خودت روزی خواهی دانست که پدر برای برپایی چادرهای آرامش رفته است!... بخواب پسرکم... لالایی کن... لااقل تو بجای من بخواب. خواب پدرت را اگر هم دیدی بگو مادر می ترسد تنها به خیابان برود و شبها هق هق گریه هایش خوابم را بر هم می زند ! و نمی دانم چرا در خانه هم دستکش می پوشد!...

 

بخواب پسرکم... همه وجود من بخواب پدر روزی خواهد آمد... در خواهد زد خواهد خندید... و تو ضخامت دستانش را حس خواهی کرد...اکنون گول بخور .... پدر مسافرت است ... رفته است پیش خدا !

 

پسرک ... گونه هایش ترشده است :

کاش قصه بازگشت پدر یک قصه ناتمام نبود ...

 

نظرات (46)
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 02:58 ق.ظ
اسلام با تشکر از زحماتتون اگر می خواهید در مورد:آیا قران از جانب خدا آمده است؟ و یا کاردستی محمد است؟ تناقضات قرآن و اشکالات علمی موجود در متن قرآن و زنان پیامبراسلام!!! و احادیث که نشانگر علم لا یتناهی ائمه!!!... بیشتر بدانید به این ادرس سری بزنیدwww.alcoran.blogsky.com
امتیاز: 0 0
سیاورشن
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 03:52 ق.ظ
سلام ممنون از لطفت ...زیبا بود
امتیاز: 0 0
مصطفی
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:34 ق.ظ
سلام وب با حالی داری ...وب منو به لینک دوستان اضافه کن منم شما رو به لینکدونی اضافه میکنم ...به ما هم سر بزن
امتیاز: 0 0
داش ناصر
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:40 ق.ظ
سلام داش موسی خیلی خوب بود و من منتظر متن بعدیت
هستم.
راستی اگه میشه در مورد باباهایی که در قید حیاتن و ما
قدرشون نمیدونیم هم مطلب بنویس.
ممنون.
امتیاز: 0 0
ابراهیم
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 12:23 ب.ظ
بابا آب داد.
بابا نان داد.
... بابا « جان داد تا به ما آب و نان داد! »
امتیاز: 0 0
کنج
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 01:08 ب.ظ
اگر بابا نیامد من می روم به خوابش. ممنون سر زدی به نظرم از بچه های جنوب هستی مثل سیاورشن . درسته؟
پاسخ:
بله ...
خاک پاک جنوب، زادگاه من !..
امتیاز: 0 0
فریبا صادق زاده
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 02:02 ب.ظ
این قانون برگ است که نیافتدواین قانون باد است که به سقوط برگ معنا بدهد . قانون ماه عشق امدن برای دریا وقانون دریا بر خا ستن از خاک برای مشوق قانون انسان زندگی است وقانون زندگی مرگ
امتیاز: 0 0
دبیر ریاضی
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 02:41 ب.ظ
سلام

ماشاالله .واقعا ذهن زیبایی داری
امتیاز: 0 0
یاسمن
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 03:41 ب.ظ
سلام
تنها چیزی که می تونم بگم اینه : ذهنت واقعاْ زیباست ............واقعاْ لذت بردم
امتیاز: 0 0
رهگذر
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:38 ب.ظ
کاش پسرک می دانست که مسافرت پدر هرگز بازگشتی ندارد...
آخه انتظار سخته!
امتیاز: 0 0
دیدار سادات هاشمی
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:54 ب.ظ
سلام
هر رفته ای برای برگشت نمی ره اونایی هم که رفته ی از این دست دارن مث ما نیستن که منتظر بازگشت باشن چون فکر می کنن رفته شون هیچ وقت نرفته...اون فقط بر نگشته همین ...راستی خودمم نفهمیدم چی گفتم...
امتیاز: 0 0
بندر خوبم
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 09:36 ب.ظ
یاد تمام پدارنی که تن به گلوله های سربی دادند گرامی باد . ای کاش هیچ موقع از ذهن ما پاک نشود یاد و خاطرشان و حرکت دلیرانه حماسی شان .

موسای عزیز یاد آوری خوبی بود دست و پنجه ت درد نکنه دوست من .

مجید ذاکری که از زبان یک مادر شهید می گوید :

وختی که رفتی امگو که رودم خدا به همرات
نـذر تـو امکرد جمـعه بـرم مه آغـای ســادات

وخـتی کـه اشـکم گـم بو میـون اسـفند و گشته
بی مه اتدا وعده هر روز تو هادی چند خط نوشته

از وختی رفتــــــــــــی تنگه ببندی
حالا گذشتن بیست سال و انـــدی
امتیاز: 0 0
گمگشته
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 03:56 ق.ظ
چه خنک بود آب تنی در خلوت زلال احساستان...
امتیاز: 0 0
نوای بهار
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 03:58 ق.ظ
من تازه سر از خاک برآوردم... به من نیز سری زنید
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:48 ق.ظ
سلام مهربون!

... اکنون گول بخور...

کاری که برای همیشه زندگی خیلی خوب یاد میگیریم ... به راحتی خودمون رو گول میزنیم و گول میخوریم...
خداکنه هیچکس غم بی پدری رو نداشته باشه...

میگن : خالص ترین جواهرات در داغ ترین کوره ها تولید می شوند و رود ها آواز خویش را گم می کنند اگر سنگها را از سر راهشان برداریم ...

یاحق!
امتیاز: 0 0
یداله شهرجو
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 03:51 ب.ظ
موسا جان حیفم آمد از این قالب بسیار زیبا چیزی نگم خوت اونا طراحی کردی ؟...پیروز باشی
پاسخ:
بله دوست عزیز کار خودمه ... و سپاس از حضور شما !
امتیاز: 0 0
سیبه ماندگار
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:47 ب.ظ
رفتن آن پدر شاید هدفی را توجیه می کرد. پاسداری از کیان من و شما. بهتر است فرزند ایرانش بخوانیم تا که آرامش یابد......شاید.
تا درودی.......بدرود
امتیاز: 0 0
زهرا
پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 04:07 ق.ظ
وچشمه ی اشک هایمان خشک خواهد شد!!!!
امتیاز: 0 0
نسرین
پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 10:00 ق.ظ
salam azizam weblaget kheily ghashanga jaleb bood be weblage manam sar bezana vasam nazar bede khoshhal misham bahat tabadole linkam bokonam ghorbonet beram nasrin babaye
امتیاز: 0 0
آقا معلم
پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 07:11 ب.ظ
سلام بر صاحب چنین ذهن زیبایی
اشک منم در اومده
چه کنم دلم از سنگ که نیست
امتیاز: 0 0
فرزانه
پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:36 ب.ظ
اینجا اتفاقا اصلا لازم نیست بچه ای رو گول زد
امتیاز: 0 0
اشتباهی
جمعه 9 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:04 ق.ظ
چه فایده من اگر قشنگترین شعرهای عالم را بسرایم وتو با حجب وحیای خود بگویی چقدر قشنگه . وقتی چشم های تو قشنگ تر از شعر های منند ومن هیچ وقت نتوانسته ام چشم در چشم تو بدوزم وبگویم :
به منم سر بزن
تبادل لینک کنیم
و......
من تازه شروع کردم با هم همکاری کنیم
امتیاز: 0 0
آتنا
جمعه 9 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 11:15 ب.ظ
دوست من سلام
امروز که داشتم یه نگاهی به کل نظرات وبلاگم میکردم نظر شما یه جورایی برام سوال بر انگیز شد که آیا ما هم دیگه رو میشناسیم؟
من کی برا کارنامم مزاحمتون شدم؟
لطفا برام توضیح بدید ممنونم
تا بعد سبز باشید و پایدار
راستی مطلبتون رو خوندم قشنگ بود و قالب وبلاگتون هم حرف نداره
امتیاز: 0 0
کنج
شنبه 10 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:57 ق.ظ
سلام کاکا! بروز نمی کنی؟
امتیاز: 0 0
آتنا
شنبه 10 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 11:22 ق.ظ
سلام
ممنون از اینکه خوابمو دادید
در مورد قالب وبلاگ باید بگم دست رو دلم نذارید
وبلاگ من یه قالب ناز داشت که با تغییر سیستم بلاگ اسکای پرید دیگه هم بازسازی نشد الانم تا قالب روش میذارم مطالبم می پره این شد که وبلاگم بی قالب موند.
سبز باشید و پایدار
امتیاز: 0 0
نجمه
شنبه 10 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 12:04 ب.ظ
سلام
هر جا صحبت از خدا باشه محبت هم هست
متنت قشنگ بود و پر محبت خوب که می شه گل خورد حتی با وجود دونستن
شاد باشی از ظهور مولا
یا علی
امتیاز: 0 0
یاسمن
شنبه 10 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 06:26 ب.ظ
سلام
به روزم
من هر وقت میام باید بگم که قالب وبت خیلی قشنگه
من که همیشه لذت میبرم
شاد باشی
امتیاز: 0 0
فرزان
شنبه 10 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 07:30 ب.ظ
سلام.آره کار ما به پای شماها نمیرسه اما همش دونه دونه با دست کار کردم اگه بینی حدود ۱۵ تا لایر داره.اما ۲قسمت فیلتر ایتفاده کردم......متن زیبایی بود
امتیاز: 0 0
انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش
شنبه 10 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 09:41 ب.ظ
انتخاب اعضای هیات مدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش خبرگزاری میراث فرهنگی(CHTN)اعضای هیات مدیره و بازرسان سومین دوره انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش طی انتخاباتی مشخص شدند.به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی و گردشگری (CHTN)، سومین مجمع عمومی این انجمن دوستداران میراث فرهنگی شهرستان شوش 19خرداد ماه 85 با حضور اعضای انجمن، نمایندگان اداره میراث فرهنگی و گردشگری شوش و جمعی از شهروندان برگزار شد. طی این گردهمایی پس از انتخاب هیات رئیسه موقت مجمع و ارائه گزارش از سوی بازرس انجمن و نماینده هیات دیره،نامزدهای سومین دوره هیات مدیره و بازرسی انجمن به معرفی خود و برنامه های پیش نهادی خویش پرداختند. پس از اخد رای و شمارش آراء، نفرات زیر به عنوان سومین هیات مدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی شهرستان شوش به مدت دو سال انتخاب شدند: لقمان احمدزاده،علی‌بویری‌منجی، محمدرضا معتمدی، مهوش مهرجو، مهدی امیدیان‌فر و سعید دیناروند به عنوان اعضای اصلی هیات مدیره و هاشم زبیدی و هادی مهران‌پور به عنوان اعضای علی‌البدل و زهرا صابری و صالح باقری‌زاده به ترتیب به عنوان بازرسی اصلی وعلی‌البدل.در پایان شرکت کنندگان در سومین مجمع عمومی خواستار پیگیری اهداف انجمن از سوی منتخبین مجمع با مدیریت کارا شده و ازمسئولین و نهادهای مرتبط خواستار حمایت و پشتیبانی بیشتر شدند.
http://www.chtn.ir/newsShow.aspx?ID=1831
امتیاز: 0 0
مهناز خانوم
یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 10:21 ق.ظ
و خواهد آمد آنروزی که با ما ها سر یک سفره بنشینی
بیایی از ره دوری که مادر گفت
قطار آنجاست آن نزدیک
اگر قلبت کنار ماست بسان نامه کاغذ به دیدار من و مادر سفر کن
اگر تا آنزمانی که به پایم نمره کفشت درست افتد بیایی هنوزم دوستت دارم
وگرنه عهد می بندم که چون تو خانه را تنها رها خواهم نمود
امتیاز: 0 0
مریم دریایی
دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 03:36 ب.ظ
سلام دوست عزیز.ممنونم به وبلاگم سر زدید.قلم بسیار توانا و نثر روانی دارید.تبریک میگم.
امتیاز: 0 0
کمیسر
دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 04:06 ب.ظ
۱۲ سالم بود که بابام عمرشو داد به شما.تا همین چند وقت پیش نبودشو احساس نکرده بودم تا اینکه یه اتفاقی پیش اومد.اون اتفاق چنان تکان و تلنگری در من ایجاد کرد که الان که ۱۸.۵ سالمه مثل یه مرد ۴۰ ساله شدم.مثل اونا فکر می کنم.نمی تونم به هر کسی اعتماد کنم.همون وحید.همونی که به همه بدون قید و شرط اعتماد می کرد.ولی حالا...
امتیاز: 0 0
بانو
دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 06:24 ب.ظ
سلام..

درسته..
روزی که پدر پیش اون بیاد نمیاد..
اما اون روز که اون پیش پدر بره حتما میاد..
بالاخره میاد......................................
......................................

امتیاز: 0 0
بانو
دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 06:29 ب.ظ
راستی..
این قسمت نظر بدهید اینجا به نظرم مشکل داره...
وقتی روش کلیک میکنی باز نمیشه.
این دو روز هرچی کلیک میکردم باز نمیشد.. الان یهو شانسی باز شد.. مطمئنم اگه الان دوباره ببندمش دیگه باز نمیشه!!
امتیاز: 0 0
امرنتزیانو
دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:35 ب.ظ
دریغا که اگر عشق به کار می بود هرگز ستمی در وجود نمی آمد تا به عدالتی نابکارانه از آن دست نیازی پدید آید
امتیاز: 0 0
عشق ، کسب و کار من است
سه‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 02:50 ق.ظ
من هم آمدیده ام به جمع شما ! مثل روزی که شما آمدید به جمع خیلی ها .
می بینمتان ؟! در صفحه ام ؟
امتیاز: 0 0
ماه لی لی
سه‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:26 ق.ظ
درود
زیباوتاثیرگذار.
آری ...ماهم پدرانمان را گم کرده ایم ...پشت نگاه رو به دریاشان .پشت پنجره های ذهنی که تب شرجی خوابش را ربوده ....پشت مخمصه سکوتی که ...
بگذریم ..زیبایی نگاهت را می ستایم .
امتیاز: 0 0
یاسمن
سه‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 07:27 ب.ظ
سلام
ممنونم که مطالب منو بادقت میخونی ........در مورد این جمله : که از ان بی نهایت آبی کمی وسعت .......باید بگم که : خیلی از چیزها هست که ما فقط به عنوان یه سمبل در نظر میگیریم مثلاْ آسمون رو فقط با وسعتش میشناسیمش در حالیکه معناش خیلی وسیعتر از اون چیزی هست که ما فکر میکنیم . آسمون یعنی وسعت - بزرگی - عظمت - پرواز -
نعمت -و.... و منظور من از بکار بردن اون جمله هم دقیقاْ همین بوده یعنی من از آسمون فقط یه وسعت میشناختم در حالیکه آسمون معناش خیلی وسیعه
بازم ممنونم
نمی خوای به روز کنی؟
امتیاز: 0 0
چوک محله
سه‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 10:11 ب.ظ
سلام موسا جان .

خیلی زیبا هسته و متاسفانه تلخ .

چه ابو بکنی کا ؟

چوکلک تا کی باید گول بخارد ؟ یه روزی گپ ابو و افهمه . او موکع چه جوابی هه که بهش هادن .

ای کاش قدرت راست گفتن هسته ...
امتیاز: 0 0
اشتباهی
چهارشنبه 14 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 09:58 ق.ظ
از آسمون ندا اومد که یکی از مهربونترین و قشنگ ترین فرشتهاش گم شده ...
بعدا فهمیدن داره وبلاگ منو می خونه
امتیاز: 0 0
زهرا
چهارشنبه 14 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 10:24 ب.ظ
به هوای آپدیت دیدن وبلاگتان آمدم...نبودید!
امتیاز: 0 0
کنج
پنج‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 12:51 ب.ظ
زنده ای یا تو هم مثل سیاورشن باید حتما با یه پست توپ بیای؟
امتیاز: 0 0
شهرام
پنج‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:01 ب.ظ
سلام وبلاگ جالبی داری.
امتیاز: 0 0
مریم
پنج‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 09:50 ب.ظ
سلام ... خوبی ... متن زیبایی بود ... مرسی بهم سر میزنی ... من مثل همیشه به روزم و امدم دعوتت کنم بهم سر بزنی منتظرتم قربانت مریم
امتیاز: 0 0
متهمان زندگی
جمعه 16 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 02:00 ق.ظ
سلام دوست عزیز ساده و با معنا تحسینت میکنم ...قلمت زیباست...به ما هم سری بزن اگه قابل...یا حق
امتیاز: 0 0
مرجان
یکشنبه 18 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 10:48 ب.ظ
پدر
یاد و خاطره ای جا مانده در کوچه پسکوچه های بی فروغ خیال..
یاد باد!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد